محل تبلیغات شما



درادامه معرفی کارگردانان زن ایرانی این بارقصددارم ازکسی سخن بگویم که فیلم هایش آینه تمام نمای نگرش وزندگی نه است. اوکه متولدهفده شهریریورسال هزاروسیصدوپنجاه وهشت هجری شمسی میباشددارای تحصیلات داشنگاهی ازدانشگاه تهران درمقطع کارشناسی ارشدسینماوتئاتراست که،نام وی آیداپناهنده میباشد.

این فیلمسازجوان همواره براین اندیشه بوده استکه،زن هم به مانندمرددرکنارمسئولیت های اجتماعی که مم به نجام آن است بایدازحقوق فردی خودبرخوردارباشدودرفیلمهای خوددست به روایتہ موانعی میزندکه،مانع ازدست یابی ن جامعه ایران به حقوق فردی شان میشود. درنتیجه یکسری آسیبهای اجتماعی رابرای آنان درپی خواهدداشت. خانم پناهنده همواره انعکاس دهنده مشکلات ن دربسترهای سنتی،همچون: روستاهاوشهرهایکوچک که همچنان مملوازتعصبات مردم سالارانه است،برپرده نقره ای سیننمابوده است.

وی باآنکه سابقه چندانی درعرصه فیلمسازی وکارگردانی ندارداماباشایستگی تمام دراین عرصه قدم برداشته است وتبحرخودرادرشاخه های متعددفیلم سازی چه درتولیدفیلم کوتاه،باارائه فیلمهایی چون:قوطی حلبی بازار،رمولوس،تاکسونومی،آن دست‌هاوروشنایی‌های شهروچه درساخت فیلم مستندباکارگردانی آثاری مانند: ایراندخت،خانه قمرخانم وبرزخ وهم درسینمای داستانی باانتشارفیلمهایی همچون: ناهیدواسرافیل به رخ فعالان عرصه هنروتصویرکشانده است.مابوده است.

فعالیت جدی آیداپناهنده تازه بااکران فیلمهای ناهیدواسرافیل برروی پرده نقره ای سینماآغازشده است،که بیان کننده زندگی وهویت ن است. وی درحالیکه دست به انتقادازتعصبات سنت مابانه میزندولی براین باوراست که بااحترام به سنت میتوان به سوی مزیت های مدرنیته نیزحرکت کرد. درپایان به علاقه مندان هنروسینما توصیه میکنم،فیلمهای آیداپناهنده رادنبال نمایندچراکه فیلمهای وی حرف های جدیدبسیاری برای گفتن دارند.


مقدمه

باتوجه به انقلاب پزشکی وخصوصاکشف واکسن که ازنیمه دوم قرن هجدهم دراروپاوسپس درسرتاسر جهان رخ نمودارگردیدباعث شد، مرگ ناشی ازبیماریهای واگیردار(وبا، طاعون، فلج اطفال و.)به طورقابل توجهی کاهش یابد تادر پی این اتفاق شاهدکاهش مرگ ومیروافزایش امیدبه زندگی انسانهادرسرتاسرکره زمین باشیم. امازیازهم نبایدازاین اتفاق خشنودبودزیراجهان هستی بامشکل دیگری چون، گرایش افرادجوامع به بیماریهای غیرواگیردار(اعتیاد، افسردگی، خودکشی، ایدزو.)دچارشده است. مسئله ای که همواره گریبان گیردولت ملتهابوده است وآنان همواره تلاش های بسیاربرای بیماریهای عیرواگیردارانجام داده اند.یکی ازبیماریهای غیرواگیردارکه قربانیان زیادی راگرفته بیماری ایدزمیباشدودرصورت کنترل ومهارنکردن آن، جامعه هرکشوری راباآسیبهای اجتماعی گسترده وهزینه های فراوان روبه روخواهدکردکه جامعه کشورایران هم ازاین امرمستثنی نخواهدبود. تابه امروزشاهدظهوروبروزسه موج ازاین بیماری درایران بوده ایم که به اختصاردرادامه توضیح خواهم داد.

ییش از ربع قرن اچ آي وي و ایدز در جهان

در سال1981م(ه.ش) نخستین نشانه بالینی نوعی بیماری گزارش شد که بعدها به ایدز» معروف شد. امروز بعد از33 سال، بیش از27میلیون نفر در جهان مبتلا به اچ آي وي هستند و25میلیون نفربراثرایرگذشته اند. اما سال ها تلاش برای مهار این همه گیری، پیشرفت ها و تحولات بسیاری را نیز دربرداشته است. (منبع: ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ، ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﭘﺰﺷﻜﻰ، ﻣﻌﺎﻭﻧﺖ ﺳﻼﻣﺖ، ﻣﺮﻛﺰ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﻴﻤﺎﺭﻳﻬﺎﻯ واگیر)

تاریخچه 

در سال 1959 ملوان48 ساله هاییتی تباری در پی ابتلا به نوعي ذات الریه غیر معمول در نیویورك جان سپرد. در همان سال نیز نمونه خوني از فردی در کینشازا (کنگو کنونی) در سال1986م گرفته شد که آزمایش آن از نظر پادتن اچ آي وي مثبت تشخیص داده شد. (منبع: ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ، ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﭘﺰﺷﻜﻰ، ﻣﻌﺎﻭﻧﺖ ﺳﻼﻣﺖ، ﻣﺮﻛﺰ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﻴﻤﺎﺭﻳﻬﺎﻯ واگیر)

شیوه های شیوع آچ آی وی وبیماری ایرایران

مسئله بیماری اچ آی وی وایدزازدهه 60درایران ظهوروبروزپییداکرد. درباقه این اتفاق برای اولین باردردهه 60که جمهوری اسلامی ایران درگیرجنگ تحمیلی بود ودرپی آن جنگ ناجوانمردانه مجروحان بسیارداده بود، خودراهویداساخت. زیراکشورایران نیازمندمیزان قابل توجهی خون برای احیای مجروحان خودبودکه این درخواست راازسازمان ملل متحدانجام دادامابسته های خون دریافت شده همه آلوده به بیماری ایدزبوده وباعث پدیدارشدن موج اول اچ آی وی وبیماری ایرایران شد. موج دوم اچ ای وی وبیماری ایدزازاواسط دهه 70آغازمیشودکه ناشی ازتزریقات موادمخدرازطریق سرنگ های مشترک دربین اقشارمختلف جامعه خصوصاجوانان ون میباشدکه، عامل دیگردرپدیدارشدن موج دوم این بیماری میباشد. اماموج سوم اچ آی وی وبیماری ایدز که ازاواسط دهه 80آغازشده است ناشی ازروابط جنسی پرخطر(بدون رعایت شرایط ایمنی)باجنس مخالف یاهم جنس میباشدکه اتفاقی فوق العاده خطرناک برای جامعه ایران است. زیرادرحال تبدیل شدن به یک اپیدمی بزررگ درجامعه ایران است که میتواندحجم گسترده ای ازجمعیت کشورایران رادرخودببلعد. جمعیتی که اغلب جوان هستندوسرمایه های اجتماعی این سرزمین قلمدادمیشوندوبی توجهی به این امریعنی متلاشی کردن سرمایه های کشورایران که بسیارتاسف باراست.

پیامدهای ناشی ازشیوع اچ آی وی وبیماری ایرایران

شیوع اچ آی وی وبیماری ایدزپیامدهای متعددی رادرجامعه ایران پدیدارنموده است. ازجمله پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، روانی واقتصادی که هریک ازاین پیامدخودبه تنهایی میتواندخسارات زیادی رابه جامعه ایران متحمل بکند. که به اختصارهریک ازاین پیامدهاراتوضیح خواهم داد.

الف)پیامدهای اجتماعی

باگسترش بیماری ایرجامعه ازیک سوحاکمیت به تدریج سرمایه های اجتماعی خودراازدست میدهدزیرااکثرقربانیان این بیماری جوانان جامعه هستندکه نیروی تولیدجامعه تلقی میشوندواگربه تدریج حاکمیت سرمایه های اجتماعی خودراازدست بدهد، دچارسردرگمی وناکارآمدی درانجام برنامه های توسعه محورخودخواهدشد. ازسوی دیگرگسترش این بیماری خودمیتواندانعکاس دهنده آسیبهای اجتماعی دیگرهمچون:افسردگی، روسپیگری، خودکشی و.بشود.

ب)پیامدهای فرهنگی

ازپیامدهای فرهنگی این بیماری راخصوصادرخاورمیانه وایران که دارای مردمی باتفکرات سنتی است میتوان تبدیل نمودن این بیماران به یک گروه اجتماعی خاص برشمردکه به مروربابرچسب زدن دیگرافرادجامعه به این افرادباعث ایجادمنازعات فیزیکی وکلامی بین این گروه خاص ودیگرافرادجامعه میشود.

ج)پیامدهای روانی

کسی که دچاربیماری ایدزمیشودجداازآلام جسمانی که همواره بایدتحمل کند، آلام روانی هم همواره بااوهمراه است. ازیک سوعذاب وجدان ناشی ازچگونگی شیوع این بیماری دروی وازسوی دیگرطردشدنش ازجامعه چه ازسوی مردم که باتفکرات نادرستشان این افرادراآزرده خاطرمیکنندوچه ازسوی حاکمیت که هیچ فعالیتی درراستای بازگشت این افرادبه جامعه انجام نمیدهد.

د)پیامدهای اقتصادی

اچ آی وی وبیماری ایارای درمان دائمی نیست، به این خاطربیمارمیبایست تاپایان عمرخودبرای کنترل بیماری اش دارومصرف کندکه این امرهم برای فردبیماروهم برای نظام سلامت کشورهزینه های مالی بسیاری رادرپی دارد.

راه حل

حال که ازپیامدهای این مسئله اجتماعی حرف زدم لازم است ازراه حل های آن هم سخن بگویم. راحل های من پیرامون این مسئله دردوشیوه قابل بیان است. یک بخش آن درجهت پیشگیری ازبیماری ایدز میباشد وبخش دیگرمربوط به کنترلبیماری ایدزمیباشد.

راه حل برای پیشگیری ازاچ آی وی وبیماری ایدز

یکی ازراه هایی که میتوان درمسیرپیشگیری ازبیماری ایدزگام برداشت کنترل آسیبهای اجتماعی است که باعث پدیدآمدن بیماری ایدزمیشودماننداعتیادبه موادمخدرومحرک های امفتامینی که خودباعث شیوع بیماری ایدزمیشود. برای مهاراین مسئله قبلاسازمان بهداشت جهانی راه کاری رامبنی برتامین سلامت معتادان مطرح نموده است که بااجرای آن میتوان درمسیرکنترل بیماری ایدزگام های بزرگی رابرداشت.همچنین نظام آموزش وپرورش، نظام آموزش عالی، رسانه وخانواده سوادمسائل جنسی رابه افرادجامعه منتقل نمایند.

راه حل برای کنترل اچ آی وی وبیماری ایدز

این راهیچ گاه نبایدفراموش کرد که مبتلایان به بیماری ایدزهم مانندهمگان حق زندگی درجامعه رادارامیباشندحاکمیت بایدباحفظ آنان درجامعه به مردم جامعه بفهماندکه اگرمشارکت اجتماعی ازمبتلایان به بیماری ایدزتوسط آنان صلب شودممکن است خودروزی ازقربانیان بیماری ایدزتوسط همین مبتلایان طردشده ازجامعه خواهندشد.

نتیجه گیری

این همه سخن گفتم تابه اینجابرسم که اگربخواهیم اچ ای وی وبیماری ایدزراکنترل کنیم بایدبیش ازاینهابه مددکاران اجتماعی بهادهیم چراکه آنان هم میتوانندتفکرمردم جامعه رابه مرورزمان نسبت به مبتلایان بیماری ایدزتغیردهندوهم مبتلایان به این بیماری رااحیانمایند.حاکمیت اگرموج سوم حمله رادست کم بگیرد، بازندهنهایی خواهدبودچراکه این موج همه رابه اعماق باتلاقی بی انتهاخواهدبرد.حال ازمتفکران اجتماعی گفتن ودرگوش.نرفتن.


ازاین پس این وبلاگ  برآن است تاقدری مخاطبان خودرا،بافیلمسازان مطرح زن ایرانی که آثاری هنرمندانه وبراساس مسائل اجتماعی روزایران درپرده هنرهفتم خلق نموده  اندآشنانماید. برای شروع بدنیست نگاهی به سرگذشت پوران درخشنده ،درعرصه هنربیندازیم.

اوازاولین بانوان فیلمساز،یابهتربگویم ازاولین فیلمسازان زن بعدازانقلاب جمهوری اسلامی است که بایک جسارت هنری دست به ساخت فیلم های چالش برانگیز،درجامعه پرهرج ومرج آن دوران ایران که هم درگیرجنگ خارجی وهم درگیراختلافات ی واجتماعی داخلی، ازقبیل :حجاب اجباری تاتررهای داخلی بوده است،زد.

وی بااکران فیلم رابطه درپرده سینماهای ایران یک جریان هنری جدیدراتحت عنوان سینمای پوران درخشنده پدیدآورد. اوهم درعرصه فیلم مستندوهم درعرصه فیلم داستانی دستی توانمندبرآتش داشته است، که میتوان آثارمستندوی راچنین برشمرد:آشوب وازغروب تاغروب،رسول هرکول کوچک،6عروس برای آمنه وموسیقی نواحی جنوب ایران همچنین ازشاخص ترین فیلمهای داستانی اش میتوان به فیلمهای رویای خیس(عشق دوران چوانی)،عبورازعبار، بچه های ابدی(مسئله سندرمدان)،هیس دخترها(علل انحرافات اجتماعی دختران)وزیرسقف-دودی(طلاق عاطفی) اشاره نمود.

درتمام فیلمهای ذکرشده رگه هایی ازمسائل اچتماعی قابل رویت میباشدمسائلی چون آسیب های اجتماعی دختران وپسران جوان که امروزه کم تحت تاثیرفشارهای روانی درونی وبیرونی نیستند. درپایان بدنیست بدانید،آنچه گفته شدروایتی کوتاه ،اززنی بودکه صبرنکردتادیگران برای اقشارجامعه اش کاری انجام دهندبلکه خودشروع به این کارکردوخود،یک جریان اجتماعی جدیدراخلق نمود.جریانی که دراین روزگارطردشده است.زنی که فمنیسم نبودامالب برسخن ازمشکلات ن جامعه خویش بازکردوآن رادرقالب تصویرروایت نمود. 


امروزدردانشگاه ازبس که به دنبال کارهای اداری،برای یک اردوی معمولی درونشهری بودم،به همین خاطرفرصت سلف رفتن راپیدانکردم وترجیح دادم به بوفه دانشگاه بروم وخستگی ام راباخوردن لیوانی چای وچندشکلات تلخ به درکنم. درحلیکه چای مینوشیدم ،داشتم نگاهی به تلویزیون بوفه می انداختم که درحال پخش اخباربودوخبری رامنتشرکردکه باشنیدن آن خبر،تلخی دهانم دوچندان شد.

خبراین بودواژگونی اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه علوم تحقیقات آزاداسلامی،دردرون خوددانشگاه که هفده دانشجوبراثراین اتفاق جان سپردند.»بازیک خبربدکه بهانه ای برای نگارش نوشته من شد،باشنیدن این خبربه خنده افتادم! نه به این خاطرکه خبرراشوخی گرفته باشم بلکه متوجه شدم آنچه تابه حال پیرامون سرمایه-اجتماعی درجامعه انسانی درکلاس های درس بیان میکردم شوخی بوده است.

به مرورزمان خوددرحال حذف فیزیکی سرمایه های اجتماعی سرزمینمان هستیم درحالیکه،این اتفاق راتنهایک اتفاق غفلت منشانه میپنداریم وحاظربه عذرخواهی هم نیستم مگربه زوردیگران!استعفاوانفصال به خدمت که دیگربماند!!چراکه تعریفی درنظام بوروکراسی ماندارد. این اتفاق جداازآنکه یک واقعه تلخ بودیک توهین آشکاربه،نهادمهم وکاربردی دانشگاه بود.تاکی بایداصحاب دانشگاه درتنگ دستی ومحرومیت رفاهی شناورباشندکه نمونه اش فاجعه دانشگاه علوم تحقیقات آزاداسلامی بشود؟به این خاطراین اتفاق رایک توهین به حصاب می آورم که هنوزدانشگاه های ماکه قراراست،راهگشایان مسائل اجتماعی جامعه راتربیت کند،به شان وجایگاه آنان اعتنایی ندارد.

این بی اعتنایی رادرتمام دانشگاه های ایران میتوان دیدوبه نظاره نشست.ازعدم بهسازی هایی که برای دانشجویان به ظاهرمعلول گرفته که هرروزبایدچندکیلومترراه بروندوازپله های دانشکده های مختلف بالابروندوزمین بخورندتاشایدبه کلاس درسشان برسند،البته شایدچون ممکن است کلاس درسشان به اتمام رسیده باشدتا،اتوبوس های دوران جنگ جهانی دوم که بچه های خوابگاهی راجابه جامیکندوجورروزهای بدون خودرودردانشگاه رامیکشددیگرازوضع خوابگاه های دانشجویی وهزینه های دانشجویی گذرمیکنم چراکه میترسم ازشدت ناراحتی نتوانیدادامه این متن رابخوانید،برای همین به این اندازه ازمقداربسنده میکنم.

این مطالب رانگفتم که ،دانشگاه رازیرسوال ببرم بلکه تنهاخواستم واقعیت تلخ این روزهای عالی ترین نهادعلمی کشورراروایت کنم.شایدگوش شنوایی حرف هایم رابشنودهرچندکه گمان نمیکنم ،گوش شنوایی وجودداشته باشدچراکه اگرگوش شنوایی وجودداشت،وقتی سخن آن مردبه ظاهرانسان راشنیده بودکه دانشجویان رامشتری خطاب کرده بودحدعقل این پاسخ رابه اومیدادکه،مگرشماکالای خوبی وکالای استانداردی به مشتریان خودداده ایدکه،حال حتی حاظربه عذرخواهی نبوده ونیستید. درپایان،اگرمیخواهیم سرمایه اجتماعی مناسبی برای این سرزمین تولیدکنیم بایدبهترینخوراک راهم برایش آماده کنیم وگرنه،جدای ازسرمایه های اجتماعی که داریم برای دیگران آماده میکنیم درآینده ای نچندان دوردیگرنمیتوانیم حتی سرمایه اجتماعی بهنجارخلق کنیم که این اتفاق به مانند:شکلات تلخ، تامدت هانتنهادهان مارابلکه،تفکرات وبرنامه ریزی های سیامتمداران ونتایج آن راتلخ نگاه خواهدداشت. 

 

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

(corona virous (covid 19